روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
تابحال رونوشتي در سايت ثبت نشده است.
لينکدوني
ليست لينکها
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
خالق تمام داستان‌هاي آمريکايي
خالق موسيقي ملي
ايمان به شک
شاعر طبيعت
دلقکِ محبوبِ چارلي چاپلين
جستجو

فتوبلاگ ها
ليست فتوبلاگها
شنبه - ۳۰ شهريور ۱۳۸۷

اومبرتو اکو در پنجم ژانويه سال ۱۹۳۲ در شهر الکساندرا در ايتاليا متولد شد. تحصيلات دانشگاهي را در فلسفه و زيبايي‌شناسي به پايان رساند. از رمان‌هاي اکو مي‌توان به «نام گل سرخ»، «آونگ فوکو»، «جزيره روز پيشين»، «شعله مرموز ملکه لوآنا» اشاره کرد. مطلب زير ترجمه بخشي از گفت و گوي پاريس‌ريويو با امبرتو اکو است.

آيا جنگ تاثيري روي اين‌که تصميم بگيريد بنويسيد داشت؟

نه، هيچ تاثير مستقيمي نداشت. نويسندگي را قبل از جنگ و فارغ از جنگ شروع کردم. نوجوان که بودم کتاب‌هاي کمدي مي‌نوشتم. چون بيشتر کتاب‌هاي کمدي و رمان‌هاي تخيلي را که داستان‌شان در مالزي و آفريقاي جنوبي مي‌گذشتند مي‌خواندم.

آدم کمال‌گرايي بودم و مي‌خواستم نوشته‌هايم را طوري بنويسم که انگار چاپ شده‌اند. بنابراين آن‌ها را با حروف کاپيتال و کاغذهاي کوچک تقلبي با شرح و تصوير و خلاصه مي‌نوشتم. خيلي خسته‌کننده بود چون هيچ‌کدام از نوشته‌هايم را تمام نکردم. در آن موقع يک نويسنده‌ي بزرگ با شاهکارهايي ننوشته بودم.

هر چند بديهي است که وقتي شروع به نوشتن رمان‌ها کردم، خاطراتم از جنگ، نقش مهمي را بازي کرد. ‌اما هرکسي با خاطرات دوران جواني‌اش مشغول است.

آن کتاب‌ها را به کسي هم نشان داديد؟

ممکن است والدينم آن‌ها را ديده باشند، اما فکر نمي‌کنم خودم آن‌ها را به کس ديگري داده باشم.

گفته بوديد که قبلاً در دوران نوجواني دستي در شعر داشتيد. در يک مقاله درباره‌ي نوشتن گفتيد: «‌منشا اصلي و شکل واقعي شعر من مثل جوش دوران نوجواني بود».

فکر مي‌کنم در يک سن مشخص، ۱۵ يا ۱۶ سالگي، شعر مثل خود‌ارضايي است. اما بعدتر‌، شاعر خوب آن شعرهاي اول را مي‌سوزاند، و شاعر بد آن‌ها را منتشر مي‌کند. خوشبختانه، من تقريباً خيلي زود آن‌ها را دور انداختم.

چه کسي در ادبيات تشويق‌تان کرد؟

مادر بزرگ مادري‌ام معتاد به خواندن بود. او فقط ‌تا کلاس پنجم ابتدايي خوانده بود، اما عضو کتابخانه‌‌ي شهرداري بود و در هفته دو يا سه کتاب براي من مي‌آورد. مي‌توانست رمان‌هاي صد من يک غاز يا مثلاً بالزاک باشد.

از نظر او تفاوت زيادي وجود نداشت، همه‌ي آن کتاب‌ها جذاب بودند. از آن طرف، مادرم انگشت‌نگاري خوانده بود و حسابي ماهر بود. او با فرانسوي و آلماني‌ شروع کرد. هر چند در جواني‌اش کتاب‌هاي زيادي خواند. اما سن‌اش که بالاتر مي‌رفت، به نوعي تنبلي دچار شد و فقط رمان‌هاي عاشقانه و مجلات زنان را مي‌خواند. بنابراين چيزهايي را که او مي خواند مطالعه نمي‌کردم.

اما او به زيبايي صحبت مي‌کرد. با لهجه‌ي زيباي ايتاليايي، و خيلي زيبا مي‌نوشت، آن‌قدر که دوستانش از او مي‌خواستند تا نامه‌هاي‌شان را بنويسد. با وجود اين‌که مدرسه را خيلي زود رها کرد، اما حساسيت فوق‌العاده‌اي براي زبان قائل بود. فکر مي‌کنم ذوق اصيل نوشتن و اولين ويژگي‌ سبک‌ام را از او به ارث بردم.

رمان‌هاي شما تا چه حد‌، خود‌زندگي‌‌نوشت ‌است؟

فکر مي‌کنم از بعضي جهات همه‌ي رمان‌ها خودزندگي‌نوشت هستند. وقتي شخصيتي را تصور مي‌کنيد، قسمتي از خاطرات شخصي‌تان را به او قرض مي‌دهيد.
شما قسمتي از خودتان را به شخصيت شماره يک و قسمت ديگر را به شخصيت شماره دو مي‌دهيد.

به تعبيري، من هيچ نوع زندگي‌نامه‌اي نمي‌نويسم، اما رمان‌ها، زندگي‌نامه‌ي من هستند. تفاوت در اين است.

آيا تصاويري هست که مستقيماً انتقال داده باشيد؟ دارم به صحنه‌اي از کتاب «آونگ فوکو» که بلبو در قبرستان ترومپت مي‌نوازد، فکر مي‌کنم.

آن صحنه کاملاً خودزندگي‌نوشت است. من «‌بلبو» نيستم. اما چنين چيزي براي من اتفاق افتاد و خيلي مهم است چون الان چيزي را فاش مي‌کنم که هرگز درباره‌ي آن حرفي نزده‌ام. سه ماه قبل من يک ترومپت با کيفيت در حدود دو هزار دلار خريدم.

براي نواختن ترومپت بايد لب‌ها را مدت زيادي، آموزش داد. وقتي ۱۲ يا ۱۳ ساله بودم، نوازنده‌ي خوبي بودم. اما مهارتم را از دست دادم و حالا خيلي بد مي‌نوازم. با همه‌ي اين احوال هر روز تمرين مي‌کنم، چون مي‌خواهم به دوران کودکي بر‌گردم. ترومپت، براي من، نشانه‌ همان مرد جواني است که بودم. هيچ احساسي نسبت به ويولن ندارم، اما وقتي چشم‌ام به ترومپت مي‌افتد، احساس مي‌کنم، دنيايي در رگ‌هاي‌ام به جنب و جوش در‌مي‌آيد.

 موفق شديد نغمه‌هاي دوران کودکي‌تان را بنوازيد؟

هر‌چه بيشتر ترومپت مي‌نوازم، نغمه‌هاي بيشتري به ياد مي‌آورم. مطمئناً، مسيري است که خيلي طولاني و مشکل است. چندين بار آن‌ها را تکرار مي‌کنم، تلاش مي‌کنم، اما مي‌دانم لب‌هاي‌ام، به آساني و به درستي رفتار نمي‌کنند.

اتفاق مشابهي در زندگي شما رخ داده است؟

عجيب است، هر چقدر پيرتر مي‌شوم، چيزهاي بيشتري به ياد مي‌آورم. يک مثال براي‌تان مي‌آورم: زبان مادري من الساندرينو بود، لهجه پيدمانتي ناسره با رگه ايتاليايي باستاني، ميلاني و جنوايي. من به اين زبان حرف نمي‌زدم چون خانواده‌ام، خرده‌بورژوازي بودند و پدرم فکر مي‌کرد که خواهرم و من بايد ايتاليايي حرف بزنيم. هر چند که خودشان به همان زبان صحبت مي‌کردند.

بنابراين کاملاً آن را مي‌فهميدم ولي نمي‌توانستم به آن زبان صحبت کنم. نيم قرن بعد، ناگهان در اعماق شکمم يا از ناخودآگاهم، آن زبان رشد کرد و وقتي دوستان قديمي‌ام را از الساندريا ملاقات کردم، توانستم به همان زبان با آن‌ها صحبت کنم!

چرا تصميم گرفتيد زيبايي‌شناسي قرون وسطا را مطالعه کنيد؟

من تحصيلات کاتوليکي داشتم و طي سال‌هاي دانشگاه يکي از موسسات دانش‌آموزي کاتوليک ملي را اداره مي‌کردم. بنابراين من شيفته تفکر دقيق قرون وسطايي و ايدئولوژي مسيحي بدوي شدم. يک رساله درباره‌ي زيبايي‌شناسي توماس اکويناس را شروع کردم، اما درست قبل از اين‌که تمامش کنم در اعتقادم خدشه وارد شد. اتفاق سياسي پيچيده‌اي بود. من به گروه پيشرفته موسسه دانش‌‌آموزي وابسته بودم که نشان مي‌دهد، مسايل مورد علاقه‌ام، مشکلات اجتماعي و عدالت اجتماعي بودند.

جناح راست به وسيله پاپ پايس ۱۲ حمايت مي‌شد. يک روز، جناح راست موسسه به ارتداد و کمونيسم متهم شد. حتي، روزنامه رسمي واتيکان به ما حمله کرد. آن اتفاق محرک يک بازبيني فلسفي در اعتقادم شد. اما من مطالعه‌ي قرون وسطا و فلسفه وسطايي را با احترام بيشتري بدون توجه به عشق قبلي‌ام، اکويناس ادامه دادم.

در پي‌نوشت «‌نام گل سرخ» نوشتيد: «من آن دوره را همه جا مي‌بينم. آشکارا در افکار روزانه‌ام دخالت مي‌کنند، چيزهايي که قديمي به نظر نمي‌رسند، در حالي‌که هستند.» چطور افکار روزانه‌تان، قرون وسطايي مي‌شوند؟

در کل زندگي‌، تجربه‌هاي بيشماري از فرو رفتن در قرون وسطا داشته‌ام. براي مثال، در جريان آماده کردن رساله‌ام، دو بار سفر يک ماهه به پاريس داشتم، تا به مقاله‌اي در کتابخانه ملي بايبلتيک دسترسي داشته باشم. در آن دو ماه تصميم گرفتم که فقط در قرون وسطا سير کنم.

اگر نقشه پاريس را به چند خيابان معين محدود کني، فقط مي‌تواني در قرون وسطا زندگي کني. بعد شروع مي‌کني شبيه مردم آن دوران فکر کني. مثلاً به ياد مي‌آورم، که همسرم، کسي که دست سبزي داشت و نام تمام گياهان و گل‌هاي جهان را مي‌دانست، هميشه قبل از «نام گل سرخ» سرزنش‌ام مي‌کرد که چرا به درستي به طبيعت نگاه نمي‌کنم. يک‌بار، در روستا، آتشي بزرگ درست کرديم و او گفت: به آن اخگرها که ميان درخت‌ها پرواز مي‌کنند، نگاه کن. مسلماً من توجهي نکردم بعداً، وقتي آخرين بخش کتاب «‌نام گل سرخ» را در توصيف همان آتش خواند، گفت: پس تو به آن اخگرها نگاه کردي! جواب دادم، نه، اما مي‌دانم يک راهب قرون وسطايي چطور به اخگرها نگاه مي‌کند.

 فکر مي‌کنيد قطعاً از زندگي در قرون وسطا لذت مي‌برديد؟

خب، اگر با اين سن در آن دوران بودم، پيش از اين‌ها مي‌مردم. تصور مي‌کنم، اگر در آن دوران زندگي مي‌کردم، به‌طرز شگفت‌انگيزي احساسات‌ام درباره‌ي آن دوران متفاوت بود. ترجيح مي‌دهم فقط تصور کنم.

هنوز هم ديوانه‌ي تلويزيون هستيد؟

فکر مي‌کنم هيچ اديب جدي نباشد که تلويزيون را دوست نداشته باشد. من تنها کسي هستم که اعتراف مي‌کنم و سعي مي‌کنم از آن به‌عنوان وسيله‌اي براي کارم استفاده کنم. اما من آدم پرخوري نيستم که همه چيز را قورت مي‌دهد.

از تماشاي هر نوع برنامه‌اي لذت نمي‌برم. سريال‌هاي نمايشي را دوست دارم و از برنامه‌ي به درد نخور بدم مي‌آيد.

برنامه تلويزيوني مشخصي هست که خيلي دوست داشته باشيد؟

سريال‌هاي‌ پليسي. براي مثال «استراسکي و هاچ»

اين برنامه که الان پخش نمي‌شود، مال دهه‌ي ۷۰ است.

مي‌دانم، اما به من گفته بودند که مجموعه کامل آن روي DVD، عرضه شده است. داشتم فکر مي‌کردم که آن را گير بياورم.برنامه‌هاي ديگري که دوست دارم، «سي‌اس‌آي»، «ميامي‌وايس»، «اي‌آر» و بيشتر از همه «کلمبو» است.

کتاب «‌رمز داوينچي» را خوانده‌ايد؟

بله، و به‌خاطر خواندنش احساس گناه مي‌کنم.

رمان «رمز داوينچي»‌‌، شبيه شاخه کوچک و غريبي از «آونگ فوکو» است.

نويسنده آن، دن براون، شخصيتي از کتاب «آونگ فوکو» است. من او را به وجود آوردم. او در افسون شخصيت من شريک شد ـ  جهان توطئه روزکروشن‌ها، ماسون‌ها و يسوعيون. در نقش سربازان فقير مسيح و از پرستش‌گاه سليمان. راز سر به مهر. اصولي که هر چيزي به آن وصل است. من شک دارم که دن براون هيچ‌وقت وجود داشته باشد.


تعداد مشاهده: ۴۲۵۷ - نظرات : ۱۹۸
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 198 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=25
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ ۰۲ ۰۳   ...   ۱۰ ۱۱ ۱۲   ...   ۱۸ ۱۹ ۲۰ صفحه قبلي >>
payday loans
دوشنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۳
lrwltvkf
امکانات: Email Website

money mutual
سه‌شنبه - ۱۱ شهريور ۱۳۹۳
qbxcrwd
امکانات: Email Website

cheap oakley sunglasses
پنج‌شنبه - ۲ مرداد ۱۳۹۳
chanel sunlight is usually a widespread
امکانات: Email Website

payday loans
يک‌شنبه - ۲۲ تير ۱۳۹۳
rcjteoyq
امکانات: Email Website

louboutin ebay
جمعه - ۲۳ خرداد ۱۳۹۳
Great blog post.Really looking forward to read more. Much obliged.
امکانات: Email Website

online loans with no credit check
شنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
cybdmki
امکانات: Email Website

knockoff oakleys
يک‌شنبه - ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
Great blog post.Really thank you! Cool.
امکانات: Email Website

replica ray ban 3293
يک‌شنبه - ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
Hello.This post was extremely interesting, particularly because I was browsing for thoughts on this issue last Friday.
امکانات: Email Website

ray ban replacement lenses
پنج‌شنبه - ۸ خرداد ۱۳۹۳
It’s hard to come by well-informed people for this subject, but you sound like you know what you’re talking about! Thanks
امکانات: Email Website

Smithe220
دوشنبه - ۵ خرداد ۱۳۹۳
I was very pleased to discover this website. I wanted to thank you for your time for this fantastic read!! aeecdkegdbcgcbbk
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 

RSS 2.0



ninavabab@gmail.com



لينک دوستان

امکانات
ليست لينک دوستان
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۵۶۷۷۲۳۵ صفحه
مشاهده امروز: ۱۴۸۸ صفحه
بيشترين مشاهده:
پنج‌شنبه - ۳۰ فروردين ۱۳۹۷
تعداد: ۳۹۸۱۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
يک‌شنبه - ۱۸ اسفند ۱۳۹۲
تعداد: ۱۵۷ نفر
نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
خروجي هاي اطلاعات
مراجعه به: