روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
تابحال رونوشتي در سايت ثبت نشده است.
لينکدوني
ليست لينکها
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
...
...
...
...
...
جستجو

فتوبلاگ ها
ليست فتوبلاگها
آخرين نوشته ها
يک‌شنبه - ۳ خرداد ۱۳۸۸

سيگاري را که دود مي‌شود،
من نکشيده‌ام
بي‌دود و بي‌آتش توي ريه‌هايم مي‌ريزد
اين اتاق که شيره مي‌کشد
تنهايي.

تعداد مشاهده: ۶۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=67
پنج‌شنبه - ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸

عطر تو را مي‌دهد
دست مي‌کشم روي انار
و شکاف بوي تو را مي‌دهد.

تعداد مشاهده: ۵۹
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=66
سه‌شنبه - ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸

مرده‌شور هرچي علم روان‌شناسي و جامعه‌شناسي و تحليل رو ببره، که تا يکي دهن باز مي‌کنه دو کلمه حرف بزنه، ذهن بد مصب ما شروع به تحليلش مي‌کنه. دلم يه صحبت بي‌نتيجه مي‌خواد، يه درد دل ساده که نه تو تحليل کني نه من.

تعداد مشاهده: ۶۸
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=65
دوشنبه - ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸

در فيلم «مکالمه» فرانسيس فورد کاپولا صحنه‌اي هست که هيچ‌وقت از يادم نمي‌رود؛ در اين صحنه، زن و مرد جواني دارند در خيابان قدم مي‌زنند و مرد متوجه مي‌شود که توجه زن به جايي جلب شده است. مي‌رود جلو و مي‌بيند زن خيره شده است به پيرمرد ولگردي که چرک و ژنده و ژوليده و مست و خراب و ويران، روي نيمکتي، روي روزنامه‌هاي پراکنده، از حال رفته است. مي‌پرسد به چه چيز اين ويرانه، دارد نگاه مي‌کند. زن مدتي مکث مي‌کند و بعد مي‌گويد «داشتم فکر مي‌کردم که وقتي اين به دنيا آمده، چقدر پدر و مادرش خوشحال شده‌اند.»

«از پيدا و پنهان» ـ آيدين آغداشلو


تعداد مشاهده: ۷۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=64
چهارشنبه - ۹ ارديبهشت ۱۳۸۸

از وال‌اي چيزي نمي‌دونم، اما همين‌که روي صفحه تلويزيون مي‌بينمش بي‌برو برگرد فکر مي‌کنم بايد پسر‌ باشه. تا چشمم به اين قيافه درب و داغون مي‌افته، پسر تصورش مي‌کنم. ده دقيقه‌اي از کارتون گذشته و هيچ اشاره‌اي به جنسيتش نشده. سر و کله‌ي روبوت ديگه‌اي پيدا مي‌شه، زيباست، بدنش برق مي‌زنه و چشم وال‌‌اي هم مي‌گيردش. خب معلومه، اين يکي بايد دختر باشه تا جنسون جور باشه. و درگيري من که با چه منطقي، وا‌ل‌اي پسره، و به چه دليلي، ايو بايد دختر باشه حتماً.

تعداد مشاهده: ۸۳
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://vabab.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=63
ليست آخرين نوشته ها
- يادم هست
- فاصله
- پس خودت چي؟
- مازوخيسم
- ...
- بوي عيد
- از اين هم بيشتر؟
- اعتياد
- از امروز
- اشتباه
- قرار
- مشترک مورد نظر در دسترس نمي‌باشد
- من و تو
- يک بحث کاملاً منطقي
- براي آزادي
- وانهاده
- فکر خيانت يا خود خيانت؟
- دل‌تنگي
- عينيت
- مهاجران
- ...
- تو بخوان بي‌طرفي
- خوددرگيري
- مرثيه‌اي براي يک رويا
- حواسم کجا بود؟
- ...
- دور باطل
- ...
- خشونت زنان عليه خود
- دست از سرم برنمي‌دارد
- جمعه
- پوچي
- سيخونک‌هاي يک ذهن آشفته
- پليس از نوع ايراني
- خلايق هرچه لايق!
- همه چيز با او شروع مي‌شود
- ۱۰ سالگي، مريم مقدس و مرد ۵۰ ساله
- تنها کسي هستم که اعتراف مي‌کنم
- ...
- کاش «۲۰ انگشت» را با تو نمي‌ديدم
- آيا بايد به عصر حجر برگرديم؟
- شعري از مايا آنجلو
- بله، سلويا پلات مادرم است
- خانه
- خاطره‌اي در درونم است
- خودسوزي
- روياها، يک مشت حرفِ مفتند
- اينجا هست
- سرآخر
- فرهنگ لغات شخصي

RSS 2.0



ninavabab@gmail.com



لينک دوستان

امکانات
ليست لينک دوستان
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۶۸۱۹۳ صفحه
مشاهده امروز: ۵۰ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۷ بهمن ۱۳۸۷
تعداد: ۱۱۹۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
دوشنبه - ۱۰ دي ۱۳۸۶
تعداد: ۱۹ نفر
نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
خروجي هاي اطلاعات
مراجعه به: